جهانى شدن فرهنگ
جهانى شدن فرهنگ - علىرضا حیدرى
در این مقاله، نویسنده امکان جهانى شدن فرهنگ را مورد بررسى قرار مىدهد . جهانى شدن فرآیندى چند بعدى است که یکى از ابعاد آن، بعد فرهنگى است . امروزه انقلاب انفورماتیکى و الکترونیکى و به تبع آن، توسعه رسانههاى اطلاعاتى و پیشرفت فنآورى ارتباطات، موجب تسهیل در پیوند فرهنگهاى ملل مختلف شده است . سؤالى که در اینجا مطرح مىشود این است که آیا بشر از لحاظ فرهنگى به سوى جامعه واحد جهانى پیش مىرود؟ آیا معناى جهانى شدن فرهنگ، سیطره ارزشها و مؤلفههاى یک فرهنگ خاص است؟ آیا مىتوان از ارزشهاى جهانشمول یا فرهنگ جهانى سخن به میان آورد؟ و ...
برخى اندیشمندان معتقدند که امروزه شدت و سرعت فرآیند جهانى شدن، دنیا را به مکان شگفتانگیزى تبدیل کرده است که در آن، هم فرآیندهاى همگرایى و هم روندهاى واگرایى در حال تحقق هستند و گسترش ارتباطات متقابل فرهنگى منجر به تعامل و تبادل فرهنگى پایدارى مىشود که هم باعث «تجانس فرهنگى» و هم باعث «آشفتگى فرهنگى» است . آنتونى گیدنز جامعهشناس معاصر چنین نگاهى به پدیده جهانى شدن فرهنگ دارد .
برخى دیگر از پژوهشگران، فرآیند جهانى شدن در حوزه فرهنگ را در برابر تاکید برفرهنگهاى بومى، ملى و منطقهاى قرار دادهاند و عصر حاضر را عصر جهانى شدن فرهنگ نامیدهاند .
نویسنده در ادامه مقاله سه دیدگاه را درباره جهانى شدن فرهنگ مطرح مىنماید:
1 . عدهاى معتقدند که گسترش روزافزون رسانههاى گروهى و انقلاب الکترونیک و ... در ترویج «همگرایى و تجانس فرهنگى» نقش بهسزایى بر عهده داشته و جهان را همبستر و متحد مىکنند .
2 . در مقابل این دیدگاه، عدهاى از صاحب نظران، استقرار یک فرهنگ جهانى و تجانس فرهنگى را یک نظر سادهلوحانه و بیش از حد خوشبینانه توصیف مىکنند و عصر حاضر را عصر بىنظمى بزرگ جهانى مىپندارند و نیز دهکده جهانى مک لوهان را بسیار آرمانى و سادهلوحانه قلمداد مىکنند . از دیدگاه این اندیشمندان، مثالهاى ملموس این نوع نگرانىها را مىتوان در نادیده گرفتن هویتهاى قومى، نژادى، جغرافیایى، ملى و ارزشهاى بسیارى از فرهنگها مشاهده کرد .
3 . اندیشمندان گروه سوم بر این باورند که در فرآیند جهانى شدن فرهنگ، یک سامانه بینالمللى غالب با استفاده از رسانههاى مختلف، ایده جهانى شدن را بازتولید مىنماید که از آن، به عنوان «امپریالیسم رسانهها» یاد مىشود . به همین ترتیب، ما شاهد برترى یک فرهنگ و سیطره آن بر دیگر فرهنگها هستیم . به عبارت دیگر، شاهد افول فرهنگهاى بومى و نابودى هویتهاى ملى و محلى مىباشیم .
نویسنده در پایان نتیجهگیرى مىکند از آنجایى که روند جهانى شدن در عرصه فرهنگ، روندى در حال گسترش و رو به رشد است و امرى برگشتناپذیر مىنماید، بهتر است جوامع در حال توسعه مراقب باشند و ضمن «حفظ و تقویت فرهنگ ملى و بومى» خود، به صورت «فعال» و «آگاهانه» در فرآیند جهانى شدن فرهنگ شرکت کنند .
جام جم، 15/12/81
منبع :www.porsojoo.com
ایـن وبـلاگ دوسـتانی را کـه بـرای مسـائـل فرهــنــگی کـشــور دل می ســو ز ا نـنـد به کمـک دعـوت می کند تا ایده های نو و منطقی و راهکار ها را باهم بررسی کنیم.